بچه ها خواهشا تا تهش بخونین واقعا خواهرانه به کمکتون نیاز دارم یکم طولانیه تند تند تایپ میکنم
بچه هامن حدود سه سال پیش اولین بار رفتم خونه خاله بابام قبلا با خانواده بابام هیچ ارتباطی نداشتیم چون دور بودیم ازشون
خلاصه من تا اون موقع سرم توی درسم بود اصلا به پسرا محل نمیدادم اون موقع تازه دانشجو شده بودم خیلی توی قیافه بودم
خلاصه خونه خاله بابام که حدودا ۷۰ سالشونه یه پسر جذاب بود که من واقعا ازش خوشم اومد ولی نمیدونستم کیه
خلاصه کم کم رفت و امد بیشتر شد که فهمیدم نوشونه چون خونشون یه شهر دیگس برای کار خونه پدر بزرگش میمونه