2789
عنوان

ماشین ظرفشویی

240 بازدید | 29 پست

ظرفهاتونو تمیز میشوره ، من بعضی ظرفهام رو تمیز تمیز نمیشوره با اینکه رو دور زیاده ، شما ظرفهاتونو تمیز میکنید با اب کاملا بعد میزارین تو ماشین؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تمیز میشوره

اب نمیکشم

دو سه روز هم می مونه تازه

ولی مشکلم اینه ک رنگ گلای ارکوپال هام کم رنگ شدن

مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 

بله تمیییز میشوره

من اول با دستمال کاغذی اضافه های داخل بشقاب رو پاک میکنم بعد میذارم تو ماشین

شاید ماشینت احتیاج به سرویس داره یا خیلی پر میکنی رو هم میشه تمیز نمیکنه

به خاطر تو هم که شده تمام روزاهای بعد از این مهربانتر خواهم شد  98/4/4  

مایع یا قرصتو عوض کن یا مقدارشو کم و زیاد کن 

اگرم خیلی کثیفه ظرفا یه دستمال کاغذی بعد غذا بکش توش بعد بذار تو ماشین

برا من یکی دوتاش فوقش خوب تمیز نشده که خودم میشورم 

اگر زندگی خانوادگی پرتنشی داریم و تحصیلات و تخصص در زمینه خانواده نداریم نسخه ناموفق زندگی خودمون را برای بقیه نپیچیم ! مثال: همه مردها فلانند، همه زنها فلانند، به شوهر رو نده، جواب بدیشونو با بدی بده، ازدواج نکن، ازدواج بکن، بچه بیار زندگیت شیرین شه... حسن ختامشم اینه که روانشناس و مشاور هیچی حالیشون نیس من خودم یه پا مشاورم!  شما اگه بیل زن بودی که در خونه خودتو سرسبز کرده بودی عزیزدل   

اووه همون بادست که راحت تره

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792