2777
2789

دوستان خواهر من بیست و چهارسالشه سه ساله ازدواج کرده.بعدازیک سال اقدام طبیعی که موفق نبود بایک دوره تجویز قرص و امپول تو همون ماه اول باردارشد .بچه ها دوقلو بودن و از همون اول یه هماتوم داشت و مرتب لکه بینی و خونریزی شدید.چندین بار سونو گرافی و... همه وضعیت بچه هاروخوب نشون داده بود استراحت مطلق بود ک متاسفاته رعایت نمیکرد و همیشه خونه ی مابود تو خونه ی خودش بند نمیشد. هماتومش یک ماه پیش دفع شد و ماخوشحال ک دیگه حاملگیش پرخطر نیست تااینکه دوشب پیش کیسه ی ابش پاره شده.هجده هفته شه و دکتر میگه باید سقط کنه جفت بچه هارو چون اگربمونن هم بچه ازدست میره هم مادر جونش درخطره.شوهر بی معرفتشم این دوروز ک بستریه حتی نیومدملاقاتش هی داره دلشومیخوره ک بجه هام اردست رفتن تقصیره توئه چون رفتی خونه مادرت استراحت نکردی درحالی ک دکترگفت بخاطر دوقولوبودن وتعداد سونوی زیادش ب کیسه ابش فشاراومده.فردابهش دارو میدن تاسقط کنه منم کنارشم.دوستانی ک تجربه دارن کمک کنن راهنمایی بدن من چکارکنم تا اروم بشه خیلی داغونه... میبینمش میخوام ازغصه بمیرم...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مادرشوهرش شوهره رو پر کرده که اگه زنت استراحت میکرد الان اینطوری نمیشد.

مگه اون دکتره عجبا😐 خود دکتر گفته دلایلش رو... خواهرت واقعا سنی نداره بهش بگو انقدر بخودش فشار نیاره الان باید قوی باشه تا این مرحله رو هم پشت سر بزاره و برای شوهرش واقعا متاسفم اخه ادم که نباید چشم بسته حرف دیگران رو قبول کنه حتی مادرش.

من نشستم بروی می بخری برگردی/ترسم اینست مسلمان شده باشی جایی...
مگه اون دکتره عجبا😐 خود دکتر گفته دلایلش رو... خواهرت واقعا سنی نداره بهش بگو انقدر بخودش فشار نیار ...

متاسفانه خیلی دهنبینه.یک سالم هست ک بیکاره حتی پول سونو و دکتر خواهرمو ما دادیم ... موندم چطور میخواست تو این شرایط اقتصادی دوتا بچه رو بزرگ کنه زرنگیش فقط برای خواهر منه

من ۷۳روز پیش تو۲۱هفتگی دخترمو سقط کردم بخاطر نارسایی دهانه رحم کیسه ابم تو واژنم بود دکتر گفت دیگه نمیشه کاریش کرد؛من ازساعت ۲بعدازظهربستری شدم تاساعت ۱۱سرم فشاربهم زدن ساعت ۲هم دخترمو طبیعی دفع کردم فرداشم کورتاژ شدم بخاطر بقایای جفت؛کل اون دو روزو گریه کردم دیگه جون نداشتم پرستارا دکترا شوهرم هرکاری میکردن اروم نمیشدم،من بچه مو روز تولدم ازدست دادم که بدترین روز زندگیم بود؛هنوزم حسرتشو میخورم فراموش نمیشه؛

انشاالله خدا ب خواهرت نظر کنه راحت زایمان کنه

 سقط خیلی سخته؟خیلی اذیت میشه تا بچه هارو بندازه؟شما میدونید چطوریه؟

مسلما سخته من که تجربه ای ندارم عزیزم، فقط دخترعموم یه سقط داشت ۲ ماه خیلی ادیت شد.😔😔😔

من نشستم بروی می بخری برگردی/ترسم اینست مسلمان شده باشی جایی...
 سقط خیلی سخته؟خیلی اذیت میشه تا بچه هارو بندازه؟شما میدونید چطوریه؟


عزیزم متاسفم - از نظر روحی که خیلی سخته

ولی اگه بیمارستان می ره بگو نگران نباشه اونجا تحت نظره

اونقدری هم که تو نی نی سایت همه می گن وحشتناک نیست 

دردش یکم از پریودی بیشتره و هی قطع و وصل می شه

ایشالا براش به راحتی انجام بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز