من یه چیزی تعریف کنم یبار دوستم سرما خورده بود گلوش درد میکرد اومده بود خونه ما گفت شربت سرفه دارین منم رفتم سراغ یخچال یه شربت سرفه بود یه قاشق پر دادم خورد بعد از چند لحظه دوستم گفت انگار من به این شربته حساسیت دارم گلوم و زبونم یه جوری میشه یه دفعه برق سه فاز از سرم پرید تازه یادم افتاد که من چون ظرف ماده بیحسی دندونم شکسته بود ریخته بودم تو ظرف شربت خدا می دونه که چه استرسی کشیدم