2777
2789
عنوان

نداشتن رابطه زنان با شوهرانشان

1542 بازدید | 24 پست

در فرهنگِ ما به این خاطر که

زنان آنقدر که باید

با شوهرانشان رابطه ای ندارند

کوشش می کنند

این رابطه را با فرزندانشان داشته باشند

و در این میان

فرزندِ پسر برایِ مادر

مخصوصاً آن یکی که

به گونه ای با مادر رابطه ویژه ای دارد

یک مرتبه به شوهرِ اول یا شوهرِ دومِ مادر تبدیل می شود

یا به عبارتی می شود همه کَسِ مادر.

در نتیجه وقتی یک دختری می آید

و با آن شاهزاده یا همان پسر ازدواج می کند

در حقیقت برای مادر مثلِ یک هوو خواهد بود.

یعنی حالا مادر باید یک چیزهایی را که

به حسابِ خودش

مالِ او بوده را با این دختر نصف کند.


حالا اینکه این پسر

وقتش را با مادرش بگذراند یا با همسرش

پولش را برای مادرش خرج کند یا همسرش  

توصیه مادر را بپذیرد یا توصیه همسر را

خواهشِ مادر را برآورده کند یا خواهشِ همسر را

و....

و چون اینها با هم در تضاد قرار می گیرند

اینجاست که

مسئله و مشکل پیدا خواهد شد.


دکتر هلاکویی

نجابت زمانی معنا پیدا میکند که راه دومی هم باشد

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خیلی خوبه اگر در روز حتما یه وقتی رو هرچند کوتاه به تعریف و حرف زدن های دونفره با همسر اختصاص بدیم، منظورم جمع خانوادگی نیست، یه جمع دو نفره.

خیلی تاثیر مثبتی داره توی نزدیک شدن و بیشتر شدن عواطف بین زن و شوهر. حتی اگر حرف ها کاملا عادی و روزمره باشن

عزیزی که نوشتی اگه مخالفمی ریپلای نکن، بیزحمت اینم بگو اگر مخالفتم دقیقا چیکارت کنم بزرگوار؟😀😀😀😀 اون چیزی که شما مینویسی و کسی ریپلایت نمیکنه چیزیه که توی دفترچه خاطرات داخل میز دراورت نوشتی نه توی بخش "تبادل نظر" یه سایت عمومی😛

یه جا خوندم کسایی که پسراشون بیش از اندازه به مادر وابسته هست نشونه تربیت غلط خانواده هست. اینکه پسر فکر کنه باید همش به فکر خانوادش باشه نشونه تربیت غلط خانواده هست. که متاسفانه توی ایران اینجوری جا افتاده که بچه هارو جوری تربیت کنیم که هیچوقت خانواده رو فراموش نکنن یا به عبارت دیگه عصای زمان پیری پدر و مادر بشن.

دقیقامثل مادرشوهرمن که به همسرش دل نبسته ودلشوداده به همسرمن.اوایل که افتضاح بودیعنی توی یه خونه زندکی میکردیم خواستیم بیاییم طبقه پایین زندگی کنیم که جهازمم چیده بودم گریه میکردمیگفت تومیخوایی پسرمو ازمن جداکنی

کمک و احترام به والدین جای خودش رو داره ولی ماها نمیخوایم قبول کنیم که نفر اول زندگیمون همسرانمون هستن نه پدر و مادر که اگه بشه اینقدر مشکلات و طلاق و بی احترامی به پدر و مادر به وجود نمیاد

دقیقا مشاور من گفته بود چون پدرشوهرم واسه مادرشوهرم اونجور که اون میخواسته نبوده پسرش شده جای اون وا ...

نکته جالب میدونی چیه؟ مادرشوهر من خیلی راحت بهم میگه من شوهرم برام کمبود محبتی نزاشته که بخوام به پسرم وابسته باشم و بخوام بکشمش سمت خودم. ولی در واقعیت دائم در تلاشه که پسرش رو بکشه سمت خودش. میدونی چرا؟ چون دقیقا پدرشوهرم براش خیلی کمبودها گذاشته و از اونطرف هم مادرشوهرم، هم خواهرشوهرام و هم مادر مادرشوهرم کاری کردن که شوهراشون با خانواده خودش قطع رابطه کنن. الان مادرشوهر منم فکر میکنه من میخوام همچین کاری رو کنم برا همین سعی میکنه پسرش رو به هر وسیله ای که هست بکشه سمت خودش تا من موفق به قطع رابطه نشم. نمیفهمه که اگر من همچین نیتی داشتم خیلی راحتتر از این حرفا قطع رابطه کرده بودم

خیلی خوبه اگر در روز حتما یه وقتی رو هرچند کوتاه به تعریف و حرف زدن های دونفره با همسر اختصاص بدیم، ...

دقیقا مشکل همینه ک زندگی ها دچار روزمرگی شده

نجابت زمانی معنا پیدا میکند که راه دومی هم باشد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز