ما با خانواده شوهرم که عموی ناتنیم هستند تو یه کوچه هستم.با هم خوبیم.الان حدود یک هفته هس بی دلیل نه ز زدن نه اومدن.حتی مامانم حالش بد بود زنگ نزدن احوال بگیرن.من با مامانم زندگی میکردم چون تنها بود.حدود دو ماه هس جدا شدم.رفتیم تو خونه خودم.ولی بدون مامانم نمیرم.چون دلم نمیاد.یا خونه مامانم هستیم یا خونه ما.فکر کنم حسودیشون میشه.البته تو این چند سال همش مامانم خرجمونو میداد.خیلی کمکمون کرد.اونها اصلا.البته خونه هم مال من هستم از ارث بابام خریدم.