من گرفتم
وحشتناک بود مریضیم
۲ ماه و نیم درگیرش بودم
به حدی بود ک خانوادم فکر میکردن میمیرم
هرکی میدیدم گریه میکرد
حس میکردم سرطان دارم
شبا از شدت سرفه و خلط زیاد
نفسم میرفت
مامان بابام کاری از دستشون برنمیومد
گریه میکردن
خیلی روزای بد و سختی بود
خیلیییی
یک ماه و نیم تب ۴۰ درجه داشتم
بیمارستان هم جا نداشت بستریم کنن
و البته ب انتی بیوتیکی ک میخاستن وریدی بزنن حساسیت داشتم