از کدووم بگم پسرعمم که دختر بیست ساله داره با ی زن ....نمیخوام عادی شه گناه کردن و من تو این گناه شریک شم.واسه همین خلاصه میگم
پسرداییم که زنش کلی خوشگل بود با یه دختر دو ماهه اومد دنبالمو گفت موهای مشکیت چقد بهت میااد،موهای زنش بور بود...مجرد بودم اونوقتا
پسرعموم که هر بار زن گرفته باز دنبال ی زن ص هست که هروقت خستش شد پیشش باشه
شوهر دوستم که گفت اولین بار که باهات سلام کردم توروخواستم ی هفته از عقدشون گذشته بود...من بهانه بودم.کلا دخترباز بود
متقابلا زنهای اینجوری هم هستن ولی تو فامیلمون آشناها نداریم ولی همسایه داریم که مرد واقعا خوب بود زنش هرزه بود