2821
2789
عنوان

مادرشوهر دروغگوم😠

1027 بازدید | 86 پست

سلام.

شب بخیر.

پارسال با همسرم رفتم ابیانه. 

اونجا یه آقایی مغازه داشت ازش لواشک و کشک و... خریدم. 

عسل هم داشت.گفتم کیفیت .عسلاتون خوبن‌.

گفت عسلم عالیه ببرید استفاده کنید اگه راضی بودید هزینه اشو کارت به کارت کنید.ارسال هم داریم اگه راضی بودید از این به بعد واستون میفرستم 

کلا روند کارش بود واسه همه .

خلاصه ‌اومدم هتل دیدم عسلش عالیه. 

پول عسل رو کارت به کارت کردم. 

زبانم لال بشه جلو پدرشوهرم گفتم. 

و اونم گفت منم میخوام. تا اینجا مشکلی نیست.

هر دفعه با هم عسل سفارش میدادیم اونا با موم دوست داشتن، من بدون موم.

تا اینکه چند روز پیش به مادر شوهرم گفتم میخوام عسل سفارش بدم.

گفت منم میخوام  ۲ تا.چون به آدرس اونا ارسال میشه پولشم دادم.و تاکید کردم بدون موم باشه. 

اونم واسه من و خودشون و همسایه اشون سفارش داد ۶ تا.

حالا که تحویل گرفتم میبینم موم داره. 

میگم من موم دار نمیخوام. 

میگه بخدا همش با موم بود.

فقط یکی بدون موم بود اونم دادم همسایه زشته اون غریبه است.

گفتم مامان شما دوتا واسه خودت گرفتی‌ گفت نه  یکی گرفتم.

بعد خیلی اتفاقی رفتم شکر از کابینتشون بیارم دیدم. 

دوتا عسل داخلش. 

یکی با موم یکی بدون موم😠

اومدم خونه بهش پیام دادم مامان دوتا عسل رو الان لازم داری.گفتم شاید من اشتباه متوجه شدم میگه ۱ دونه گرفتم.خواستم از دروغش مطمعن بشم.یه دستی زدم.

دیدم نوشت بخدا من یه دونه عسل گرفتم واسه چی میخوای. 

گفتم این عسل با موم من دوست ندارم. 

فکر کردم گفتی دوتا گرفتم یکیش بدون موم خواستم ازت بگیرم واسه شما دوباره سفارش بدم سه روز دیگه بیاره. 

(چون من بچه شیر میدم همش احساس ضعف دارم عسل حالم و خوب میکنه)

اما قسم خورد پشت سر هم که ایندفعه یکی گرفتم. در صورتی که همیشه دوتا میگرفت. 

تو کابینت هم من دیدم بدون موم داشت. 

بد ذات نمک نشناس.

اینقدر من و همسرم بهش میرسیم بخدا.

روزگار مارکمارو  سیاه کرده اما باز واسه ما زورش میاد.

حالا اگه شما بودید چطور بهش میفهموندید که میدونی دروغ میگه؟

آخه همش قسم جون بچه ها منو میخوره یا خدا و پیغمبر. من میفهمم دروغ میگه واسه همه چی😓😓😓





نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



بیخیال بابا.....

 وزن قبل بارداری:۶۳🙂.وزن زایمان:۸۶😓وزن فعلی:۷۱🙃وزن فعلی:۷۰وزن فعلی:۶۷۳۰۰ وزن هدف:۶۰😎من میتونم بازم خوش هیکل شم😍پسر قشنگم خیلی خوش اومدی ب زندگیمون ❤ 💖😍😍😍😍پسر قشنگم اسفند۹۸‌ اومد‌ بغلم💕💕💕

همون موقع که در کابینتو باز کردی باید بهش میگفتی خب 

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز