دوستان امشب شب شهادت اما سجاد(ع) . یاد یه عنایت آقا اقتادم گفتم برای شما هم تعریف کنم . من تصادف خیلی شدیدی کرده بودم کما اینا رفته بودم که جریان کما هم شاید یه روز براتون تعریف کنم .بعد ترخیض از بیمارستان روز تاسوعا بود همه جا تعطیل من خیلی مریض بودم خیلی هیچ پزشک متخصصی نبود پزشک های عمومی هم از تجویز می ترسیدن توخونمون با وان اوضا وخیم خوابم برد . خواب دیدم آقا قربونشون برم با دست وپای به زنجیر بسته با اهل کاروان امدن چادر من ویه برنج کباب دادن بهم . گفتن این همه پله رو با دست و پای به زجیر بسته چطوری اودی که رفتن . از خواب پریدم . پدرم اومد تو .باورتون نمیشه با یه نذری . اونم پی کباب وبرنج . به والله قسم خوشمزه ترین کبابو برنجی بود که خورده بودم همه رو تنهایی خوردم وقتی تموم شد حالم خوب شد باورتون میشه حالم خوب شد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.