داشتیم وسایل خونه رو جمع میکردیم واسه اسباب کشی گفتم به بابات بگو زودتر اگه میتونه بیاد گفت مگه مامانت نمیاد گفتم مامانم مریضه نمیتونه بیاد گفت خداروشکر بابا دارم بابام میاد
بابای من چند سالی میشه فوت کرده
درسته نیست که کمکم کنه و پشتیبانم باشه اما من میدونم که اون همیشه دعام میکنه
خیلی بده ادم چیزایی رو که داره بزن تو سر. بقیه من سعی کردم هیچ وقت این جوری نباشم
خیلی دلم از حرفش گرفت نه به خاطر این که بابا ندارماا چون میدونم اون جاش تو بهشته به خاطر شعور پایین همسرم ناراحت شدم و گریم گرفت 😞😞😞