من دو ساله ازدواج کردم خالهی همسر منم با همسرم صمیمی بود اما نه خیلی ولی من از بعضی رفتاراش خوشم نمی اومد خدا شاهده یکسال و نیم که خالشو ندیده حتی خالش بارداره گفتم میخوای بریم دیدن بچش به خاطر تو گفت وقتی تو میریزم بهم نمیخوام
واسه همین میگم منطقی حرف بزن
حتی سر خالش با مادرش دعواش شد که چرا دیگه بهش محل نمیزاره اما گفت زندگیم برام مهم تره