سلام یه هفته ای هست تو فکر همسرم هستم و خیلی احساس افسردگی و پژمردگی می کنم غم بزرگی روی سینمه پریروز خیلی گریه کردم نمی دونم چه کنم امروز براش خیرات آش درست کردم ولی باز هم آروم نشدم نمی دونم چرا الان هفت ماهه که پرکشیده و من چند روزی است که بازهم مثل همون اوایل سخت غمگین و افسرده ام...
دلم می خواهد با همه واقعیت ها خداحافظی کنم بگویم بروید من با خیالم تنها می مانم...
عزیزممممممممم ،ایشالا خدا بهت صبر بده.......غم همسر واقعا سخته ولی خدا هر سختی بده صبرشم میده...امیدوارم از این به بعد شادی ببینی...منم مامانمو از دست دادم گاهی این طوری میشم ولی هیچ چی جز گریه و گذشت زمان ارومم نمیکنه....
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
عزیزم اینقدر سخته که میدونم هیچی نمیتونم بگم....به فکر نی نی باش ..که یادگاری عشقته..واگر هنوز کنارت بود چقدر دوس داشت تو حسابی مراقبه یادگاریش باشی..........الهی اون دنیا که باقی کنار هم باشین
نازنین جان اگر دوست داشته باشی من میتونم گاهی درد دلتو بشنوم میتونی باهم چت کنی من آمریکای جنوبی هستم ،اینجا خیلی تنهام اما باید تحمل کرد اگر دوست داشتی ای دی یاهو رو برات میزارم
به نظرم کتابهای زندگی روح و سفر روح دکتر نیوتن و تنها عشق می ماند و استادان بسیار زندگیهای بسیار برایان وایس بخون توی مدیون انقلاب هست می تونی از جیحون هم اینترنتی سفارش بدی باور به این که روح اون در ارامش هست به تو میتونه تسکین بده