با هم داشتیم شوخی میکردیم، من جیغ زدم(نه بلند!!!!!) کلی دعوام کرد ... گفت تو آبروی منو میبری با این صدات همش جیغ میزنی چه خبرته هیچی حالیت نمیشه....
خیلی گفت،پشت به هم کردیم،زیر لب هی غرغر کرد و بعدم خوابید!
خیلی غصه ام گرفت
یاد جام جهانی افتادم،موقع گل ایران با خوشحالی جیغ زدم(جیغغغغغغغغغ ها) گل گل
آنقدر بهم فحش داد و داد و بیدار کرد و تحقیرم کرد،حالم از خودم به هم میخورد
میگفت تو آبروی منو میبری،چطوری فردا تو روی همسایه نگاه کنم،نمیام چه زنی داره میشینه پای فوتبال.... هزار حرف بی ربط زد
گریه ام هم که گرفت گفت تا چیزی میگم سریع اسلحه ات گریه اته،آنقدر گریه کن بمیری
هیچ وقت به خاطر حرفها و توهینهاش عذرخواهی نمیکنه و انتظار داره همش من برم طرفش،عذرخواهی کنم
و من هم نمیکنم،چرا برای اشتباه نکرده عذرخواهی کنم؟؟؟
بعد اون جیغ گل چند روزی سرسنگین بودیم و کم کم به خاطر بچه با هم حرف زدیم.
اما در کل خیلی غد و یه دنده و مغروره