2789
عنوان

لطفانظربدین

115 بازدید | 13 پست

سلام دوستان مادرشوهره من خیلی ادم دو رویی هست ازش خیلی بدم میاد خیلی خیلی.امشب بعداز مدت ها زنگ‌زده به‌شوهرم‌که خاله ات اومده شام بیاین اینجا.منم گفتم نریم .چرا خاله ات یکبارنمیاد حتی یک دقیقه خونه ما همش ماباید بریم خدمت بقیه.ده بارم دعوتشون کردم مادرشوهرم نمیزاره بیان.خلاصه گفتم نریم بهش برخورد.حالا یه سیاست بگین که به کارببرم نرم.اگرم رفتم معلوم باشه ناراضی بودم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وای ....مادر شوهر منم وقتی دخترش اونجاست یاد ما میفته .....در غیر این صورت اصلا یک بارم تعارف نمیزنه بیاین اینجا ......منم به شوهرم میگم چرا اینجوری ...ما مگه سر گرمی اونا هستیم ...چرا وقتی ما میریم اونا خودشونو به زحمت نمیندازن بیان پیش ما........میتونی نرو....ولی اگر شوهرت ناراحت میشه برو ولی بهش بگو به خاطر تو میام 

وای ....مادر شوهر منم وقتی دخترش اونجاست یاد ما میفته .....در غیر این صورت اصلا یک بارم تعارف نمیزنه ...

مادرشوهرمنم اینطوره.جلوبقیه کلی فیلم بازی میکنه.بعدشم منو دعوت نمیکنه شوهرمو فقط دعوت میکنه

دقیقا همین طوره.توتمام دنیا ازهیچ کس متنفرنیستم جز مادرشوهرم .بخدا از سرکوچشون رد میشم تپش قلب میگیر ...


اره بخدا،منم مثل شما میشم،چندشب پیش بگوشی شوهرم زنگ.زد چندبار کارداشت،گوشیه زنگ.نخورد،ساعت 12شب بود،زنگ زد بمن گفتم خدایا چیشده نصفه شبی؟به زور جواب دادم،میگه گوشی علی چرا جواب نمیده کارش دارم،حالا من همینکه صداشو شنیدم،تپش قلب گرفتم نشستم روزمین اینقدر بهم برخورد که نگو،بدون حرف گوشیو دادم شوهرم،گفتم ببین ننه ت چه امری داره

(  تیکر یک سالگی پسرمه  )
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792