بعد از ظهر رفته بوديم خونه مادرشوهرم شام دخترم هم كه ٩ماهه هست با خودم بردم دم غروب بچه ام خوابش گرفته بود هى نق ميزد
از يه طرف مادر شوهرم هى ميگفت غذاى بچه رو بدين گرسنه نخوابه ميخواستم بدم شوهرم مى گفت نه نميخواد بچه گناه داره بزار بخوابه هى يكى ميگفت بده يكى ميگفت نده
منم اعصابم ريخت به هم وسايلم و سفره بچه رو جمع كردم و گفتم اه عصبيم كردين يكى ميگه بده يگى ميگه نده
و بچه ام رو بغل كردم از خونه اومدم بيرون
به نظرتون بدبوده كارم؟