سلام خواب دیدم ی قناری زردو سفید روی میزیه ولی وقتی لمسش کردم اون حرکت کردو دیدم طول درازی داره بعد فهمیدم ماره داد کشیدم بیاین بیاین مارتوخونه س مامان بابام اومدن تابگیریمش ولی من شالمو رودستم گذاشتم تا بگیرمش ک موفق هم شدم انگارپشت مار زنجیر طلایی ومنگوله وصل بود ازهمونجا گرفتمشو پرتش کردم بیرون .ودوباره موقع حرف زدن ما ک نشسته بودیم روی زمین همون ماراومد بیرون از بغل من ک رفت زیر تخت این باربابام رفت بگیرتش دستشو کرد پایین ک ماروبگیره یهو حس کردم ب سمتم حمله کرده ویهو بیدارشم .این بود خوابم اولین بارم نیس دیشبم خوابه دوماربزرگ مشکی رو دیدم ک خیلی ارومو بی صدا ازگوشه ی حیاطمون دراومدنو یکیشون یچه گربه رو داشت میبلعید ک من فریاد میکشیدم وبعد بیدارشدم .نمیدونم چرااینقد پریشان این خواب هارو میبینم الان درواقعیت ازمار ترسیدم منی ک روزی خودم مار توخونه م نگه میداشتمو نمیترسیدم