2777
2789

میخواد چاپ کنه همه قسمت هاشو حذف کرد بعدم گفت برین کتابشو بخرین

 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من                                 وین حرف معما نه تو خوانی و نه من                       هست از پس پرده گفتگوی من و تو                            چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من                            📖 #ترانه_های_خیام                                              ✍🏻#صادق_هدایت

نویسنده اش یه کم فاقد شعور تشریف داشت

آدمها را مهم نکنید.همانطور که زیرشان را خط میکشیدبه آنها نشان دهید که بلدید دورشان را هم خط بکشید.آدم ها که مهم شوند دیگر به چشمشان ریز میرسیدبه آنها یادآوری کنید که این خودِ شما بودید که آنها را واردِ عرصه کرده اید تا خودکارهای قرمزتان جوهر دارندشروع کنید خیلی ها را باید پر رنگ تر خط بزنید.(دوست عزیز من ممکنه نظرم باهات فرق کنه ولی دشمنت نیستم. بهم احترام بزاریم در کنار تفاوت عقاید. بهم عشق بدیم دنیا قشنگ تر میشه😘😘😘😘) 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

به قهقرا

دوتا آدم که بی دلیل عاشق همدیگه میشن                                 یه روز میاد که بی دلیل رو عشقشون خط میکشن                     آدم همیشه به چیزی که دوست داره نمیرسه                           آخر بعضی قصه ها از اولش مشخصه                   

از اول هدفش جذب مخاطب بود.اما در اون حد داستانش جالب نبود که کتابشو بگیری 

رقص باله تو ایران و با لباس باله تو خیابون راه رفتن و شیر دادن عزیز به نوه هاش خیلی دور از ذهن و تخیلی بود

  زنان را تشویق می‌کنم که یک لحظه به بدن‌هایشان ( سایز و شکل و اندازه‌اش) فکر نکنندو به جای آن به دستاوردهایشان،زندگیشان،رویاهایشان،اهداف‌شان،خوشحالی و رضایت خودشان فکر کنندو به جای اینکه فکر کنند چگونه بدن‌هایشان را کوچکتر کنند،به این فکر کنند که رویاها، هدف‌ها، شادی و رضایت خودشان را گسترش بدهند. - جمیله جمیل

مسخره تر از رمانش، نویسنده اش بود همین که چهار نفر تعریف کردن از قصه اش هوا برش داشت که نویسنده است

والا بخدا

اینجا همه داستان زندگی میزارن اینقدر هم لوس بازی در نمیارن اه

توی سرم بازار مسگر هاست و توی دلم رخت میشورن...
والا اونقدم ارزش نداشت بریم کتابشو بخریم.درحد رمان تو گوشی ارزش داشت

دقیقا

بچه که بودم یه دوست داشتم مامانش نمیزاشت بامن بگرده چون لاک میزدم حالااون با دوست پسرش میره شمال من هنوز لاک میزنم😐
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792