دو هفتس اومدم خونه مامانم شوهرم خونه خودمونه که طبقه بالای مادرشوهرم ایناس..خیالم راحت بود گفتم پیش مامانشه به هرحال کاری داره انجامش میده
هفته اول بلند شد رفت خونه دخترش
هفته دومم بهونه اورده دستم درد میکنه نمیتونم هیچ کاری کنم
شوهرم هرشب خسته کوفته از سرکار میاد مامانش انقد آهو ناله میکنه ک پامیشه میره خونه خودمون یه چیز حاضری میخوره میخوابه
خودمم دکتر بهم استراحت داده نمیتونم هیچکاری بکنم
مادرشوهر من بیشتر شبیه نامادری ها با پسرش رفتار میکنه تا مادرا😕