2821
2789
عنوان

دوران تلخ عقد

2805 بازدید | 64 پست

نزدیک یک ساله عقد کردم 

شوهرم فقط عادتش شده یا من بیام خونشون یا اون بیاد خونه ما 

یه دونه دستمو نمیگیره بریم تا سر کوچه، خیلی حسرت میخورم وقتی میبینم بعضیا تعریف میکنن این دوران بهترین دوران بوده‌ براشون 

خیلی غصه دارم نه کادو تولد برام گرفته نه روز زن نه عیدی نه کوف،  

قبلا که دوست بودیم‌ بیشتر بیرون میرفتیم هر از گاهی برام کادو هم می‌گرفت حتی یه بار تولدم آیفون گرفته بود..

هیچ خاطره خوشی ندارم از عقدم 

خونشون هم نرم مادرش هزارتا تیکه میندازه میگه راه گم کردی پارسال دوست امسال آشنا..... از این حرفای چرند..نمیدونه دلم ازشون پره نه عیدی میارن نه هیچی با اینکه رسم دارن... فقط انتظار دارن.. 

شما عقدتون خوش گذشت بهتون یا مثل من حرص می‌خوردین 🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

من یه هفته بیشتر عقد نبودم زود ازدواج کریم ولی یک سال نامزد بودیم دقبقا مثل شما نه عیدی نه کادو هیچییییی برام نگرفتن هنوزم تو دلم مونده

میشه واسه دخترم دعا کنید بیماری صرع داره ،یادگیریش خیلی ضعیفه تکرار پایه زدم براش دعا کنید امسال موفق بشه🌹

سلام عزیزہ دلم بہ ھمسرت بگو خواستہ ھاتو اون نمیدونہ تو چی دلت میخواد بگو میخوام بریم بیرون بچرخیم دو نفری منم نامزدم اولش یکم اینجوری شدیم بعدش باھاش حرف زدم الان مثلہ قبلا شدیم تا  میریم دوتایی بیرون حیف این دوران صحبت کن درست میشہ مطمئن باش💋💋💋

دعا کنید خالہ بشم😢 ( ھفت ماہ فقط تا کنکورم موندہ روزی یہ ساعت سایت میام بیشتر اومدم تذکر بدین ممنونم دوستای گلم )

دوران عقد ما یک ماهم نشد

اقایون واقعا بعضی چیزا رو نمیدونن و باید بهشون بگی

کتاب رازهایی درباره مردان نوشته باربارا دی انجلیس رو بخون

فَاصبِر اِنَّ وَعدَالله حق وَلایَستَخِفنَّک الَّذینَ لایوقِنون...... مُهری از مِهر ❤حسین(ع) ❤حک شده بر یاقوت دلم .. از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را❤

من که نه زیاد....شوهرم کارش یه شهر خیلی دور بود....دو ماه یه بار همون میتونستیم همو ببینیم....اون یه هفته ای هم که میومد همش بیرون بودیم از صبح تا شب...یه بار نشد مامانم یه غذای آبرومند درست کنه بگه ناهار بیاین خونه....مادرشوهرمم هممممممیشه دعوا میکرد باهام بدجور

منم عقدم....خانوادش خداروشکر تا الن خوب بودن با من مهربون بودن و توقع الکی ندارن....خودمونم متاسفانه از هم دوریم☹☹☹ما دوهفته یبار تقریبا برای دو یا ۳ روز باهمیم ....ولی خب چون اون شهر دیگس من سر راهم به شهر محل تحصیلم(دانشجوام)میرم چند روز میمونم😁خوبه اون روزا...ولی در کل دوران عقد من یکم با دوری عجین شده...‌

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز