تو عمل انجام شده قرار گرفتم پدرشوهرم که خیلی دوسش دارم و احترامشو نگه میدارم کنارم بود
ازونورم شوهر خواهرشوهرم و خود شوهرم ایستاده بودن نتونستم سلام نکنم
آخه شوهرمم زیر گوشم گفته بود سلام علیک کن
نمیدونم شاید از ترسم بود
ولی هر چی بود آرامش منو بهم زده اما شوهرم با آرامش گرفته خوابیده