من هیچ وقت برا کسی تاپیک نزدم چون معمولا به داستان زندگی ها نمیرسیدم و بعدا مبخوندم و نظر نمیدادم و اگ میدادم مشخص شده بود الکی بود یا درست. اماا امشب با این حال ک باور نکردم و تو پستم نوشتم ک داستان زندگی غیر تصورم داری امااااا اعصابم بهم ریخت وقتی رفتم تاپیک های قبل رو دیدم....... واقعا وجدان.. خوب چیزی هس.... به خودم قول دادم دیگ تو هیچ داستان زندگی ایی نرم... چون خیلی بچه مچه ریختن تو سایت ک دست چپ و راستشون رو بلد نیستن اونوق میان یه عده رو میذارن سرکار. بچه هایی ک سراسر عقده هستن. بچه هایی ک برا پربازدیذ شدن تو یک سایت چه دروغ ها ک نمیگن همین بچه ها برا دیده شدن در جامعه چه کار ها ک نمیکنن..... تاسف برانگیزه خانواده هامون همچنین بچه ها های تربیت میکنن و وارد جامعه میکنن...