2777
2789
عنوان

بی نام

12 بازدید | 0 پست

پیر خرد، یک نفس آسوده بود، خلوت فرموده بود.


کودک دل رفت و دو زانو نشست، مست مست.


گفت:« تو را فرصت تعلیم هست؟ »


گفت:« هست. »


گفت که:« ای خسته ترین رهنورد! سوخته و ساخته هردو دهر! بر رخت از گردش ایام گرد!

چیست برازنده بالای مرد؟ »


گفت:« درد! »

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792