من پسرم سه سالشه دوست دارم بفرستمش کلاس یه چیزی یادبگیره اما نمیدونم چه کلاسی بفرستمش خیلیم باهوشه به نظرتون چه کلاسی برای این سن خوبه یااگه سنش کمه چه سنی بفرستمش ؟؟؟
خدا جونم خیلی دل تنگ روزهایم ک اصلا قدرشونو ندونستم بیرون رفتنهای بی دغ دغه دورهمی های دوستانه اخ چه روز های داشتم هرروزم تنوع بود ولی متاهلی ک فک میکردم خیلی خوب میشه دقیقآ بر عکس شد ن تفریحی ن بیرون رفتنی خستم دل تنگ مجردیم😭😭😭
نمیدونم بخاطر تغذیه یا چی که اغلب بچه های این نسل باهوشن. دختر من خودش کلاس نقاشی دوست داره الان دو جلسه رفته ولی مربیش میگه زوده
در مورد ورزش هم میدونم زوده
هرچیزی سنی داره و من موافق نیستم اطلاعاتی زودتر از سن بچه بریزم تو مغزش
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
اره ورزش زوده فعلآ . نقاشی تو خونه خودم باهاش میکشم دوست داره زبانم یه چیزهای یاد گرفته
نقاشی رو دختر من دوست داشت بره کلاس. نمیدونم تو رویاهاش از کلاس نقاشی چی ساخته بود؟ جالبه جلسه اول هم میگفت من میخوام درخت بکشم ولی معلم میگه سه گوش بکش! چرا باید بکشم؟ تازه معلممون به مثلث میگه سه گوش! 😐😐😐
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
اگه دوست داره بفرستش. پسر خودم نزدیک 3 سالشه خیلی انرژی داره و فقط میخواد بازی کنه اصلا هم علاقه به ...
من رنگ هارو بلده عدد بلد اخه خیلی باهاش تکرار کردم مثل یه چیزی بهش میدم میگم مامانی این رنگش اینه اینم یادگرفته . اینم خیلی بازی گوشه ولی یادگیریشم عالیه
خدا جونم خیلی دل تنگ روزهایم ک اصلا قدرشونو ندونستم بیرون رفتنهای بی دغ دغه دورهمی های دوستانه اخ چه روز های داشتم هرروزم تنوع بود ولی متاهلی ک فک میکردم خیلی خوب میشه دقیقآ بر عکس شد ن تفریحی ن بیرون رفتنی خستم دل تنگ مجردیم😭😭😭