2777
2789
عنوان

مشکلات زندگی

133 بازدید | 25 پست

سلام

من دو ساله که ازدواج کردم

و ۶ ماهه رفتیم سر خونه زندگی خودمون

ی مشکلی داشتم که میخواستم راهنماییم کنید.


شوهر من دو تا برادر داره، برادر بزرگترش وضعش خیلی خوبه ولی زنش ۵ ساله فوت کرده و سه تا بچه ازش داره که با مادر شوهرم میمونن

برادر کوچکترش هم ازدواج کرده و ی بچه داره


شوهر من خیلی وابسته خانوادش هست، باور کنید تو این ۶ ماه، هر روز خونه مادرش میره و فقط هفته ای دو ساعت منو میبره خونه بابام

هر دو تامون حقوق بگیریم خودم حقوق بگیرم ولی همه حقوقم خرج قسط و وام میشه

بهش میگم بریم بیرون میگه پول ندارم میگم بریم خرید میگه پول ندارم


همه اینا به کنار، تو این ۶ ماه نشده ی بار مسافرت تنهایی بریم همیشه باید مادر شوهرم و بچه های برادر شوهرم باشن




نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ما میخواستیم خونه بخریم که خانوادش هزار تومان هم کمکش نکردن در صورتی که برای دو تا برادر دیگرش، خونه خریده بودن

به این هیچی ندادن


منم طلاهامو فروختم، برادرم ماشینش رو فروخت داد به من، شوهرم هم ماشینش رو فروخت خونه خریدیم

گفتم که برادر شوهرم وضعش خوبه، ی ماشین کهنه داشت که داد به شوهرم که فعلا بدون ماشین نمونه


تا میگم بریم بیرون میگه ماشین خودمون نیست که، صبح تا شب در اختیار مادر و بچه های برادرش هست این ماشین و فقط اگه اونا کار داشته باشن یا بخوان برن ی جایی، زنگ میزنن دستور میدن که بیا ما رو ببر فلان جا


شغل شوهرم ی جوریه که تابستان تعطیله، برادر شوهرم کارش پیمانکاری هست، این از ۷ صبح تا ۷ شب میره پیش اون، براش کار میکنه

شاید باورتون نشه، هزار تومان ازش پول نمیگیره

برعکس وقتی چیزی لازمه میره با پول خودش میخره، شاید نزدیک ۱۰ میلیون وسیله میخره برای سرکار

از پول و حق زندگی خودمون میزنه

ما میخواستیم خونه بخریم که خانوادش هزار تومان هم کمکش نکردن در صورتی که برای دو تا برادر دیگرش، خونه ...

مگه میشه کسی صبح تا شب کار کنه و پول نگیره و دلش بخواد مفت کار کنه و تازه ۱۰ تومن وسیله بخره این حرف تون قابل باور نیست شاید یک جا میخواد پولشو بگیره. به نظرم شوهرتون برا شما خسیس هست از همین الان باهاش برخورد کنید

مگه میشه کسی صبح تا شب کار کنه و پول نگیره و دلش بخواد مفت کار کنه و تازه ۱۰ تومن وسیله بخره این حرف ...

مشکل همینه دیگه

میگه چون به ما ماشین داده، من باید براش کار کنم

مادرش نمیزاره ما یک آب خوش از گلومون بره پایین


مثلاً صبح از خواب بیدار میشیم زنگ میزنه بچه ها شلوغی میکنن، بیا باهاشون دعوا کن

یا مثلاً زنگ میزنه بچه ها مریضن بیا ببر دکتر

بیا بچه ها رو ببر بیرون

و هزار تا چیز دیگه


تا میریم ی جایی گردش، بچه ها انقد زنگ میزنن که کوفتم میشه

هر ساعت زنگ میزنن سر چیزای الکی

فلانی منو زد

فلانی فلان حرف رو گفت

ی خونه شهرستان دارن

صبح زنگ زده وسایل جمع کنیم این دو سه روز تعطیلی رو بریم اونجا

گفت تنها نمیریم

مامانم و بچه ها رو هم میبریم


در صورتی که ۴۰ روز جنگ رو با هم اونجا موندیم، از جنگ به بعد هم یک روز هم مسافرت یا گردش نرفتیم


بهش میگم خب دوتایی بریم دیگه چی میشه مگه


میگه پس تو نیا من مامانم و بچه ها رو میبرم

اون یکی برادرش و زنش، هفته به هفته خبر نمیگیرن از اینا

براشون مهم نیست

ی خواهر هم داره که هر روز خونه ایناست

خواهرش ی دختر همسن من داره، یک بار طلاق گرفته، این شوهرش دومش هست

آخر اردیبهشت رفته بودن شمال

آخر خرداد هم رفته بودن ترکیه


بهش میگم یکم از اون یاد بگیر صبح تا شب میرن گردش، برادرت اصلا مادرت و بچه های برادرت رو آدم حساب نمیکنه


ما هم اینجوری بدبخت شدیم

شاید باورتون نشه آرزوم اینه یک روز نریم خونه مادر شوهرم، دو ساعت بریم بیرون بدون اینکه اونا زنگ بزنن مزاحم بشن

مشکل همینه دیگهمیگه چون به ما ماشین داده، من باید براش کار کنم

وای خدایا چرا اینقدر ساده لوحی میکنه

بگو ماشینو پس بده و حقشو بگیره تا پاییز ماهی ۳۰ تومن هم بده ۱۰۰ تومن به بالا میشه با وام گرفتن میتونین یه پراید بی منت بخره

وای خدایا چرا اینقدر ساده لوحی میکنهبگو ماشینو پس بده و حقشو بگیره تا پاییز ماهی ۳۰ تومن هم بده ۱۰۰ ...



اصلا نمیدونم چیکارش کردن که بنده حلقه به گوش برادر و مادرش هست, خودمون یک ساله پول جمع میکنیم میتونیم ماشین بخریم ولی هر بار یک بهونه میاره که ماشین نخره


برگشته به من میگه من از وقتی ازدواج کردم دیگه نمیتونم بچه های برادرم رو تربیت کنم، بخاطر همین هر روز میرم اونجا تا اونا رو درست تربیت کنم

منم میگم خب خودشون بابا دارن، پدرشون صبح تا شب معلوم نیست کجاست خونه نمیاد، مامانت هم براش مهم نیست

تو شدی مسئول تربیت بچه؟

پس زندگی خودمون چی؟

پس چرا ازدواج کردی؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز