بد از فارغ شدن از حاملگی سه شب تنها بودم تو سه شب اذیتم کردن ، شب دوم بود انگار یه نفر هی صدام میزد بلند شو از خواب بیدار شدم دیدم سه تا هستمن اطراف گهواره بچه ام وایسادن و دستشونو میبردن سمت گهواره اما نمیتونستن ، به بچه نزدیک بشن یه چی مانع میشد ، اره اگه زن تازه فارغ شده رو تنها بزاری سریع میان سر وقتش
بعد فهمیدم بخاطر سنجاق قفلی بود که مامان بزرگ بچم زده بود به گهواره نمیتونستن
و اون کسی که صدام میکرد بلند شم همزادم بود توی دنیای اجنه که به عنوان محافظ تو وقتی به دنیا میایی در دنیای اجنه اونم همزمان با تو به دنیا میاد و ازت محافظت میکنه تا از اونا بهت اسیبی نرسه