2777
2789
عنوان

درد غم

64 بازدید | 4 پست

یه موقع هایی یه درد هایی تو زندگی هست که نه میتونی کاری واسش بکنی و نه میتونی حتی به بقیه اونو بگیش و درد و دل کنی

وقتی بچه هستی فکر میکنی طبیعیه و یکم که بزرگتر میشی میبینی زندگیه بقیه اینجور نیست و تعجب میکنی

نوجوون که میشی خودتو به در و دیوار میزنی تا نجات پیدا کنی

به اخرای نوجوونی که میرسی و میفهمی که تلاشات فایده ای نداشت تصمیم میگیری فقط منتظر بمونی که تموم شه

ببینی این آدما یا خدا کی خسته میشن از زجر دادنت

و من حتی میترسم افکار و عقیده واقعیم رو یه جا بنویسم یا به یکی بگم

He said: One day you’ll leave this world behind so live a life you will remember

یکم که بگذره می بینی بیشتر زندگی ات با حرص و حس بد تباه کردی. در صورتی که این احساس های بد تغییری تو هیچ چیزی ایجاد نمی کردن. فقط فرصت هات نابود می کردن

دلن می خواد برگردم و از اول همه سختی ها رو بدون حرص خوردن و ناراحت بودن دوباره زندگی کنم چون در نهایت همه سختی ها می گذره و همه آدم های زندگیت تغییر می کنند

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یکم که بگذره می بینی بیشتر زندگی ات با حرص و حس بد تباه کردی. در صورتی که این احساس های بد تغییری تو ...

نمیدونم چطور باید این حرص و اذیتی که میشم رو اینجا توصیف کنم

فقط میتونم بگم که این دسته من نیست

نمیتونم تو جهنم باشم و نسوزم

He said: One day you’ll leave this world behind so live a life you will remember

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز