از پدرم خواستم ضامنم بشه اما نشد
همیشه برام کم گذاشت همیشه ناراحتم کرد
زنگ میزنم جواب تماسمو نمیده رفته ب داداشم گفته بهم زنگ بزنه کلی ام دعوام کرد که پدرم ضامنت نمیشه مگه زوره خیلی دلم شکست
بهم گفت دیگم نیا خونمون
خانواده اینه؟ منی که همیشه پشتشون بودم هواشونو داشتم وامم گرفتم براشون ولی حق من این نبود
ضامن غریبه ها شده اونم چندبار براب همین بهم برخورد
دیگه ارتباطمو باهاشون قطع کردم مهم نیستن دیگه