بچهها من خانواده همسرم یه سری بدی ها بهم کردن که حالا طولانی میشه بخوام بگم ولی بخاطر بدی هاشون از چشمم افتادن و خوشم نمیاد ازشون....مشکلم اینه وقتی میبینم شوهرم بهشون محبت میکنه حسودیم میشه و توقع دارم بخاطر کاراشون یه مقدار سردتر باشه...میدونم توقعم اشتباه و بیجاس اما نمیتونم این حسو از خودم دور کنم چیکار کنم بنظرتون؟
چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
مثلا وقتی مادرش یه تیکه ای میندازه توقع دارم خودش جوابشو بده نه لال بشه و من فقط خودخوری کنم بعدا هم ...
وقتی شوهرت ساکت میشه اونا هم به خودشون اجازه ی بی احترامی بیشتر رو میدن،آخ شوهری که پشتت باشه یه نعمته،به نظرم نمیخواد دخالت کنه بین بحثا،ولی همین پشتت در نیومدن و تذکر ندادن به خانواده ش روی زندگیت تاثیر میزاره و از شوهرت هم کینه میگیری به مرور زمان،من خودم جایی که احتراممو نگه ندارن پامو نمیزارم ،اگه به ناحق تیکه میندازه رابطه ت رو کمتر کن ولی اگه مجبوری بری یه گوشت در یه گوشت دروازه باشه تا خودخوری نکنی
خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت میخوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
منم همینم ولی چیکار کنیم دیگه اونا هم خانوادشن باید حق بدیم بهش من گاهی که اعتراض میکنم میگه من بخاطر خدا میکنم وگرنه خودم همه چی رو میدونم منم میگم ولش کن بذار نیکی کنه و بندازه تو دجله شاید یه روزی ایزد در بیابان پسمون بده
خدایا جز دل خوش ، آرامش و سلامتی خودم و خانوادم هیچی نمیخوام هر چی خودت بدی شکر ندادی هم شکر
من اگر شوهرم ازم دفاع میکرد که خودم دیگه چه غمی داشتم
الان گفتی گلم ،مقاومت میکنه برای بچه داشتن،روی مادرشوهر و خانواده ی شوهر تمرکز نکن عزیزم ،انرژیت رو بزار برای کیفیت زندگیت تا خدای نکرده ذهنت پیش طلاق نره.
خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت میخوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
نه یه بار جلو مادرش گفتم من دلم میخواد یه دختر داشته باشم ولی شوهرم نمیخواد...برگشت گفت راست میگه بچه برا چتونه دردسره 😐 فقط برا اینکه از پسرش دفاع کرده باشه و منو بکوبه
دارم تایپ میکنم عزیزم،همزمان میرم تاپیکای دیگه ،من باید هفت صبح پاشم ،فردا رو خدا بخیر بگذرونه😅
خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت میخوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
الان گفتی گلم ،مقاومت میکنه برای بچه داشتن،روی مادرشوهر و خانواده ی شوهر تمرکز نکن عزیزم ،انرژیت رو ...
ببین من خودم شاغلم از زمانی که ازدواج کردم خودم هزینههای خودمو دادم قبلشم که خونه بابام بودم همینطور. نیاز مالی بهش ندارم مستقلم اما بعد از این همه سال دلم میخواد بچه خودمو بغل بگیرم حتی حسودیم میشه شوهرم بچه کسیو بغل کنه و محبت کنه بهش.ولی وقتی هیچ جوره راضی به بچه دار شدن نمیشه و از لحاظ مالی هم حامی نیست خونواده شم که اینطوری دارم سرد میشم واقعا