2789
عنوان

از پدرم گفتم

110 بازدید | 20 پست

من پدرم همیشه مریض بود تقریباً طعم پدری رونچشیدم مادرم دو نقش بود هم پدر هم مادر، همیشه هم در حال کار کردن بود،بعدها پدرم از عمد نمیرفت سرکار، مادرم کار میکرد بجاش، الانم پدرم آلزایمر گرفته مثل گل دوسش دارم، در کل بچگی بدی هم داشتم تو مدرسه اذیتم میکردن هم معلم هم دانش آموزان چون درسم بد بود. من هیچگاه از خانوادم ناراحت نیستم مخصوصا پدرم، اما از اجتماع ناراحتم

الان خیلی ها اینجا از خانواده هاشون مخصوصا نوجوانان بد میگن😔 منم مثل شما آزادی نداشتم اصلا

خدایا چنان کن سرانجام کار....... تو خشنود باشی و ما رستگار

من که تازه درسم هم خوب بود ،ولی هما تحقیرم میکردن و عذابم میدادن ،چون بی زبون بودم .هر اتفاقی میفتاد مینداختن گردن من و تهمت میزدن مثل آب خوردن .من همیشه نمره بالا میگرفتم حتی بدون درس خوندن ،تیزهوشان قبول شدم ،همه میگفتن تقلب کردی ولی من اصلا تقلب کردن بلد نبودم .دوران بچگیم و نوجوانیم در مدرسه و خانواده سوخت سوخت سوخت

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


افرین ادم باید قدر شناس باشه

منم پدرم مثل شما بود پدری نمیکرد تازه محدودمونم میکرد شاید تو ازدواجمونم بد عمل کرد

الان چند ماهه از دستش دادم نفسم بالا نمیاد همین عصری خوابش رو دیدم انقدر بغلش کردم که نگو کاری که وقنی زنده بود رو نمیداد انجام بدم

بازم برگردم عقب حق داشته باشم همین پدر رو انتخاب میکنم

پدرشوهرم خیلی برای خواهرشوهرم خوبه ولی من حتی یه لحظه آرزو نمیکنم کاش اون پدرم بود

خدا رحمتش کنه روحش شاد باشه

لطفا صلوات بفرستید

افرین ادم باید قدر شناس باشه منم پدرم مثل شما بود پدری نمیکرد تازه محدودمونم میکرد شاید تو ازدواجمون ...

الهی بگردم میفهمم خدا رحمتشون کنه چشم

خدایا چنان کن سرانجام کار....... تو خشنود باشی و ما رستگار
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792