خواهرم دخترش 3 سالشه خیلی وقتا خونه ماس (خونه بابامم )
این بچه وقتی میاد اینجا من براش خوراکی درست میکنم کیک درست میکنم و... خیلی دوست داره همیشه میاد میگه برام فلان چیز درست کن منم دلم نمیاد بگم ن
امروزم از صبح اینجا بود براش الوچه درست کردم باباش اومد دنبالش رفت خونه به مامانش گفته بود خاله الوچه درست کرده برام تو هم درست کن بهونه گرفته مامانشم زنگ زد که چرا همش براش چیزی درست میکنی وقتی میاد میخاد منم درست کنم (شاغل هم نیس خانه داره) دیگه براش درست نکن منم گفتم گناه داره دلش میکشه گفت براش از مغازه میخرم منم چیزی نگفتم قطع کردم ولی ناراحت شدم من هزار کار دارم بچشو میاره میزاره اینجا بعد طلبکارم هس که چرا غذا بهش دادین خوراکی بهش دادین
میفهمم که بهونه میگیره رومخ میشه هر روز تحمل کردنش خواهرمم با شوهرش مشکل دارن اون اعصابشو خورد میکنه از این طرف با این بچه مهربون برخورد نمیکنه خب گناه داره بچه اصن من این وسط چیکاره ام که به من میپره یکی دیگه اذیتش میکنه تلافیشو سر بقیه در میاره بچش خودش ب اندازه کافی وقتی اینجا هس اذیتم میکنه🥲