دو سہ ساعت پیش کتکم زد تا الانم حرف نزده باهام
بابامم فوت کرده راحت آزاد منو میگیره زیر کتک
چشمم دیدش سیاهی رف خیلی بد بود
بہ بغل بابام نیاز دارم ولی ندارمش دیگہ.. الانم تک و تنها تو تاریکی اتاق دراز کشیدم
میگه طلاق بگیری هم به شرطی توافقی طلاق میگیرم ک مهرتو ببخشی وگرنه طلاقت نمیدم
میگه دوسم داره ولی روم دست بلند میکنه