2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ظرفشور.. به شخصه دوست ندارم برم خونه مردم.. اعتماد کردن سخته.. ظرف شور کارت مشخصه چیه.. فقط ظرف میشو ...

میعنی پرستاری بهتره که نمیدونم چی کنم وای😔وقتم ندارم آخه باید زودتر برم کاش این تاپیک بازدید میداشت

میعنی پرستاری بهتره که نمیدونم چی کنم وای😔وقتم ندارم آخه باید زودتر برم کاش این تاپیک بازدید میداشت

حقوقشو در نظر بگیر.. ساعت کاری هارو در نظر بگیر.. محیط رو در نظر بگیر.. هرکدوم که نسبت به بقیه بهتر بود برو.. پرستاری از کودک مسئولیت داره و کار سختیه.. سالمند هم پوشکی نباشه باز قابل تحمل تره

لطفا لایک نکنیییییید

میعنی پرستاری بهتره که نمیدونم چی کنم وای😔وقتم ندارم آخه باید زودتر برم کاش این تاپیک بازدید میداشت

پرفتاری اسمش خوبه ولی چندشه تاقط داری مدفوع بقیه ببینی یا نمیدونم هزار تا چیز دیگه یا اعصاب داری قصه بگی یا اتفاقی بیفته مسئولیتش گردن تویه

عزیزم من دوران دانشجویی ی بار تو رستوران ظرف شور هم بودم.. اینجوری نیست کل ساعت کاری در حال ظرف شستن باشی.. وقت آزاد بینش داری.. صبحا خلوته.. عصرا خلوته.. لازمم نیست با کسی همکلام شی.. بنظرم خیلی بهتر از پرستار بودنه

لطفا لایک نکنیییییید

عزیزم

منم خیلی بدبختی کشیدم،مادر منم میخواست منواز خونه بندازه بیرون چون زشت بودم و خواستگار نداشتم!

تنها کسی که میتونه بهت کمک کنه خودتی،باید بری سرکار خودتو مجبور کن،به مردن شده برو،اخراجت کردن جای دیگه ،این پول درآوردن بهت عزت نفس میده ،باید کنارش یک مهارت هم یاد بگیری،چون این شغلها به درد نمیخورن،اسکولیز مادر من داره ولی یوگا کار میکنه

گریه کنی باختی،کار نکنی باختی ،هر روز عقب بندازی باختی ،بخاطر خودت دست از گریه کردن بردار و برو سرکار،

هزاران دختر مثل تو هستن،تازه من یه عیب هم تو بدنم دارم جز زشتی،ولی بالاخره تو ۳۲ سالگی ازدواج خوبی کردم،

برو سرکار گلم

عزیزم من دوران دانشجویی ی بار تو رستوران ظرف شور هم بودم.. اینجوری نیست کل ساعت کاری در حال ظرف شستن ...

میشه بیشتر توضیح بدین؟

شمارو بد نگاه میکردن؟

حقوقش خوب بود؟اونقدر ها سخت نبودگ

عزیزم منم خیلی بدبختی کشیدم،مادر منم میخواست منواز خونه بندازه بیرون چون زشت بودم و خواستگار نداشتم! ...

حتی شده طرفشون رستوران هم بشم؟🥲

ممنون بابت حرفات

حتی شده طرفشون رستوران هم بشم؟🥲ممنون بابت حرفات

اره اولش سخته کم کم اعتماد به نفس پیدا میکنی ،جامعه اطرافیانم میشناسی،چطوری برخورد کنی ،حرف بزنی،بهرام افشاری ببین قدش چه بلنده ولی چقدر کراشه

من سالهای اول همه جا اخراج میشدم،الان التماس میکنن براشون کار کنم،چون مهارت دارم،باید یه مهارتی یاد بگیری

بلد باشی متناسب با قدت استایل کنی

قدت عیب نیست بخدا

گریه اگر میخوای،فقط براش ساعت بزار،مثلا هشت تا نه شب،دیگه حق نداری تو روز گریه کنی وقتتو تلف کنی

بخدا برو سرکار ،بعض کار خونه کردن و فحش شنیده

یه مهارت یا ورزشی یا درس یا هر چی یاد بگیر

بخدا میتونی با همین قدت کلی خواستگار داشته باشی

همه چیز به خودت بستگی داره

نمیتونی توقع داشته باشی کسی برات زندگی بسازه خودت باید زندگیتو بسازی

یه دختره هست از اقواممون،تو ۲۰ سالگی فلج شد تو تصادف،تنها رفت تهران خونه گرفت کار پیدا کرد،بعد تو غصه چیو میخوری؟

نشستی تو خونه گریه میکنی فقط؟خوب پس مطمئن باش اینجوری پیش بری هر روز شرایطت بدتر میشه و بدبخت تر میشی

برو سرکار،راه و چاه و بفهم،کم کم برو دنبال کارای بهتر ،تیکه پروندن،کم کم یاد بگیر جوابی بدی که طرف خودش خفه بشه

زندگیتو باید خودت بسازی،هیچ کس نمیاد نجاتت بده،

مادر من تو خونه به من غذا نمیداد،غذا رو قایم میکرد من نخورم،من از تو بیشتر بدبختی کشیدم،

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792