2777
2789
عنوان

مادرم

64 بازدید | 3 پست

بچها خیلی دوستش دارم و کم پیش میاد بحث کنیم

الان بهم گفت چرا درس نخوندی دیروز و امروز گفتم مامان کولر نداریم پنکه نیست خب گرمههه همش بی حالم افتادم نمیتونم بدنم زنج شده از گرما

یه پنکه دست دو حداقل بزار تو اتاق نفس م گرفت

بعد داد میزنه برو گم ش کتابخونه گفتم مامان صندلی هاش تشکر بچها من قدز وراوردم و مهره های کمرم فاصله افتاد بخاطر همین کتابخونه

بعد اتقدرش کش داد که من هیلی وحشتناک داد زدم سرش ...داداشم ماتش برده بود

اصلا دست خودم نبود اتقدر که منو عصبی کرد 🥲بعد محکم زد تو پاهام و دستم مامانم ولی دیگ رفتم تو اتاق درو بستم یشار ازین کش دار نشه

هعف

خدایی بدبختی داریما

ماهم کولر نداریم پنجره و در وردی رو باز میکنیم خنک میشه ،

اتاق من یه پنجره داره که اونم باز میکنم اولا کلی صدای موتور ماشین میاد چون پایین کلی مغازه هست..و من دارم درس میخونم همش اعصابم بهم میریزه

هپ اصلا باد نمیاد

هم چون درخت خیلی پایین زیاده همش حشرات چندش میپرن داخل اتاق

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز