مامانم برداشته شلوارم رو انداخته پشت نرده پنجره حالا پنجرمون کجاست بر خیابون صبح هم دوتا کفتر اومدن نشستن رو نقدها از اون موقع که انداخته خشک شه هر وقت شلوارم رو میبینم حالم بد میشه امشب میخواستم بپوشم اما نمیپوشم با
این کار احساس میکنم خیلی خیلی کثیف شده