برام ی کیس ازدواج پیش اومده
فعلا ب کسی نگفتم
ب دوست پسرمم نگفتم اصلا
موندم اگه خونوادم بفهمن ک خاستگار دارم چطوری بگم نه و چه بهونه ای بیارم ب غیرازینکه راهشون دوره
اخه میدونی چیه دوست پسرم من هیچی نداره ماشینش خراب شد میخواد بفروشه تو کافه کار میکنه با حقوق15 تومن ک همش میره برای قسط و بدهی و اجاره خونش
یبار تاحالا نشده ازون15 تومن 5 تومنشو کنار بزاره منو ببره رستوزان
بعشم میگم میگه تو میدونی ک حقوقم خورد خورد واریر میشه
الان من ب بابام جطوری بگم بابا من یکیو دوست دارم اما هیچی نداره؟
برای تولدم فک کردم ی چیزایی تو سرشه اما شب قبلش دعوامون شد فرداییش گفت بیا از دلت میخوام در بیارم رفتم دیدم ی شومیز و شلوار گذاشته تو پلاستیک داد بهم
انتظار داشتم ی کیکی ی شمعی بخره
چون من برای تولدش خیلی هزینه کردم هودی خریدم اویز چشم خریدم کیک خریدم نزدیک1 تومن پول دادم گوشت و قارج خریوم براش بورک قارچ و گوشت درست کردم..
انتظار بیشتری داشتم ازش برای عیدم براش تیشرت خریوم با قاب گوشی
فقط میگه تولیاقتت بیشتره..
همین