امیدوارم هیچوقت به روزی نرسید که
چشم هاتون ببینه ولی دلتون باور نکنه
از ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۹ونیم صبح روز ولنتاین
۱۶ ماه، ۳ روز و ۱۶ ساعت میگذره و جالبه زندگی هنوز ادامه داره ... سخته گهگاهی پرت میشی به گذشته اگه کسی نباشه دستت بگیره از چاله بیارتت بیرون ساعتها خیره میمونی به ی نقطه .
من یکی از تفریحاتم سریال دیدن ه ولی اون سکانس هایی که شباهت زیادی داره ب زندگی . دقت کردید مغز و چشماتون قفل میشه ؟؟
هیچکس نمیفهمه چقدر دردناک ه دیدن همچین صحنه هایی حتی اون بازیگرایی که فیلم بازی میکنند ...حتی خانواده تون که کنارتون نشستن و فیلم میبینن و میدونن بهتون چی گذشته .
ولی خب عزیز من
این ی واقعیت .. مشکل هرکسی واس خودش ه حل کردنش یا تحملش هم رو دوش خودش ه
یادم باشه فردا دست خودمو بگیرم برم بازار؛ از دلم درآرم کاری که همیشه اون میکرد ...