هیچ ایده ای ندارم که قراره این چالشی که میخوام شروع کنم چند روز باشه اما حداقلش سی روزه
بعدا بهش فکر میکنم که چند روز باشه
فعلا تاریخ انقضاش رو تا آخرین روزی که جسمم روحمو تو بغلش گرفته تنظیم میکنم.
خودش هیچ فرقی با همه اون دست نویس های سابق و قولا و یادداشت و نوت های قبلی که انجام دادم نداره
اما اون منی که اینو داره تنظیم میکنه یه چند تا فرق میخواد با اون من های سابق داشته باشه
اول اینکه کمالگرایی و توقع های بی جایی نداره
صبور و جدیه و در عین حال منعطف
قراره کل محوریت فعالیت ها و تصمیم هایی که قراره اتفاق بیوفته رو بزاره رو خودش و اول شخص رو به شکل بی رحمانه ای برتری بده و یه جورایی نمای جدیدی از خودخواهی رو به تصویر بکشه البته که این نما فقط درونیه و واسه کنترل کردن افسار افکار و احساسات هستش.
عبارت اصلی امروز « من از انتظار خستم از منتظر موندن برای یه اتفاقی تا اجازه بده تصمیمم رو بگیرم خستم روحم نیاز به طغیان داره از امیدواری پوچ و بیهوده و از حرکت دایره وار و چشم بند خوش شانسی خستم! تمام چیز هایی که برای من بوده و خواهد بود رو پس میگیرم »
فردا هیچ انرژی از سمت من به تو فرستاده نمیشه!
نه پیامی نه زنگی گوشی رو حالت پیغامگیر میره
ادم های سمی رو بلاک کن و جوابشون رو نده
موارد اضافه رو پاک کن
لباس هارو برای پس فردا آماده کن هم روپوش هم لباس بیرون
موارد مورد نیازت رو بردار آب معدنی و جزوه یادت نره
برنامه درسی منظم بنویس
موهاتو شونه کن
اتاقو مرتب کن.