من ۲۱سالمه مامانم وقتی ۴۲بوده وبابام وقتی ۴۸سالش بوده من بدنیا اومدم بچه اخریم با اولین بچه ۲۰سال فاصله دارم
پدر مادر من از لحاظ ظاهر تغریبا جونن خیلی هم دوسشون دارم ولی از بچگی یه سری خلا ها دارم مثل همیشه وقتی پدر مادر جون دوستامو میدیدم حسرت میخوردم روم نمیشد بگم ۵سالمه و خواهرزاده دارم
هیچوقت بابام حوصله نداشت که باهام وقت بگذرونه بازی کنه
زمانی که باید مرکز توجه میلودم خواهرزاده ام بدنیا اومد هیچکی محلم نمیداد خواهر برادر های بزرگترم برای حکم پدرو مادرو داشتن
من ناخواسته بودم