2789
عنوان

از پیرا بدم میاد

195 بازدید | 28 پست

هی فاز نصیحت میگیرن و فک میکنن فقط اونا راه و چاهو بلدن...

کاش منقرض شن من خودم فقط تا چهل سالگی دوس دارم زنده باشم دیگه بعدش زندگی چرت میشه

‌                ‌𝗌𝗍𝖺𝗒 𝗆︎𝗂𝗇︎𝖾            ‌

۴۰ زیاده

۳۵ به بعد فرسوده میشی

گفت کاش حالتو درک میکردم گفتم اشکال نداره هیچکس دیگری رو درک نمیکنه همه مون داخل خودمون گیر افتادیم میرم ولی یادت نره برنده بازی منم میگه آدم عجیبی هستم و شاید به همین خاطر دوستم دارد اما شاید یک روز به همین دلیل حالش را بهم بزنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



منم از اکثر پیرا خوشم نمیاد ولیی فقط مامان بزرگ من که میشینیم با هم فیلم ترکیه میبینیم تحلیل میکنه فیلمرو برام و یهو کلی پول میده بهم میگه عیدیتو یادم رفتتت 🤧🤧🥺🥺

پ ن سالی حداقل چند بار این حرکتو میزنه قربونش برم به بهونه عیدی :)

خنک آن قمار بازی...،که بباخت آنچه بودش....بنماند هیچش الا.... هوس قمار دیگر ....🙂

اوناام از شما بدشون میاد فکر میکنند جوونا فقط جوونا بلدن چی خوبه چی بد ...

بعدشم لازم نیست و فرصت نیست همه چیو خودت تجربه کنی از تجربیات بقیه هم استفاده کنی کارت زودتر جلو میره

ولی خیلی جاها به من تجربیات گفتن بعدها بهم حرفشون ثابت شده


خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

پس با 34 سال سن برم سنگ قبر بخرم


هنوز یک سال داری

لذت ببر

گفت کاش حالتو درک میکردم گفتم اشکال نداره هیچکس دیگری رو درک نمیکنه همه مون داخل خودمون گیر افتادیم میرم ولی یادت نره برنده بازی منم میگه آدم عجیبی هستم و شاید به همین خاطر دوستم دارد اما شاید یک روز به همین دلیل حالش را بهم بزنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز