قبلا یه پسری بود
خیلی دوسش داشتم ار کراشم رد شده بود
بعد یه مدت دیگه همو ندیدیم، هیچی هم از هم نداشتیم نه ایدی ای نه چیزی
خودمو به ابو اتیش زدم تا فقط یکبار دیگه ببینمش
اما نشد
میگم کار خداست دیگه لابد یچیزی بوده که نشده
الان بیشتر از یکسال میشه ازش بی خبرم
نصف شبی یهو یادش افتادم