همیشه ردش میره اینبار مشخص نیست خیلی ولی زیاد دقت کنی میفهمی ، باید چیکار کرد ردش بره ؟؟؟؟ شاید دو ماهی میگذره
گفت کاش حالتو درک میکردم گفتم اشکال نداره هیچکس دیگری رو درک نمیکنه همه مون داخل خودمون گیر افتادیم میرم ولی یادت نره برنده بازی منم میگه آدم عجیبی هستم و شاید به همین خاطر دوستم دارد اما شاید یک روز به همین دلیل حالش را بهم بزنم
محمود دولت آبادی در کتاب کلیدی میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....