عرق خوردن؟؟,دیشب عروسی دعوت بودیم داداشم و پسرعموم و پسرخالم و... برداشتن شوهر منم بردن مجلس عرق خوری😐😒🙄بعد دخترم توشون بوده برادر داماد دوست دخترشم دعوت کرده بود اومده بود عروسی بعد که خوردن اومدن داخل البته شوهرم میگفت من خیلی خیلی کم خوردم بعد وسط رقص بهم گفت شالتو بردار از سرت باباااا چون عروسی مختلط بود من تا شالم میرفت عقب میکشیدم جلو بعد چون شوهرم مست کرده بود اونجوری میگفت بهم منم به حرفش گوش نمیکردم میکشیدم جلو دوباره😐😂الان بهم گفت اون لحظه که بهت اونجوری گفتم تو حال خودم نبودم ولی دمتگرم تو برنداشتی شالتو
اولش بهم گفت یکم اعصابم داغون شد بعدش دیگه گفتم چه میشه کرد رفتن عشق و حال دیگه