برا منی که رنج ها لبخند لب هامو ازم گرفت
برا خدایی که اجازه میداد براش سجده کنم
برا امام حسینی که اجازه میداد اشک ریختن براش برام مرهم بشه
برا دوستایی که که دنیامون رنگی بود و حالا بزرگ شدن از هم دورمون کرده
برا کتاب ها و دفتر هایی که با عشق هوشمو براشون خرج میکردم
برا رهبری که با حرفاش دلمو امیدوار میکرد به آینده
برا حسن نصراللهی که بم یاد میداد مقاومت رو در مقابل نامردی ها
برا پدری که فکر میکردم تکیه گاه منه و الان شده عذاب روحم
برا داداشام که بازی میکردم باشون والان برام غریبن
برا حیاط مدرسه هام که جون میگرفتم از حس مالکیتی که بشون داشتم
برا مامانم بزرگ و بابا بزرگم و خونه گرمشون که دیگه سرد شده
خداچقدر رنج داره دنیات