نمیدونم چرا هر چقدر بد باشه هم دوسش دارم هم دلم براش می سوزه
این داییم خیلی نمک نشناسه سر یه تیکه زمین که هیچ ربطی به داییم نداشت و بین مامانم و خاله هام بود و مامانم و خاله هام هیچ مشکلی از این بابت نداشتن و قرار بود بین شون تقسیم شه یه زمین خیلی خیلی کوچیک که به درد هیچی نمیخوره بین زمین مامانم و خاله هامه که قرار بود به ادامه زمین شون وصل شه
داییم بلند شده دعوا راه انداخته این زمین رو بدین من یه متن نوشته گفته امضا کنین بدین من مامانم امضا نکرده بود چقدر بهش توهین کرده بود که چقدر زمین دارن و پول دارن یه تیکه زمین به من نداد فلانی یعنی مامان من چقدر خسیسه و اینجور حرفا در حالی که ما داریم با حقوق بازنشستگی زندگی می کنیم اگه زمینی چیزی هم بابام داره از باباش به ارث رسیده هیچ استفاده ای ما الان نداریم و هیچ ربطی هم به داییم نداره
داییم مریض شده همین مامان من که اینقدر بهش توهین کرد داره خرج دوا و درمونش رو میده در حالی که وضع خودمون هم خیلی خیلی معمولیه داییم اون زمین به هیچ درد ش نمیخوره چون کوچیه اگه هم میخواست برداره بعدش باید به ما یا خاله ام می فروخت چون بین زمین های ماست یعنی تو فکر کن میخواد این زمین رو بگیره بعد به خواهراش بفروشه در حالی که هیچ سهمی از این زمین نداره اون چند برابر این زمین گیرش اومده چشمش دنبال اینم هست