من خونه مادربزرگم بزرگ شدم
از اون خونه های تو دل قصه ها
خونه ته کوچه بن بست حوض فیروزه ماهی گلی شمعدونی های لب حوض با یه ایوون بزرگ و یه مطبخ کوچیک کنج حیاط
بعد فوتشون خونه رو فروختن به یکی دیگه و اونم بازسازی کرد میدونم حوضش خراب کرده اشپزخونه زده و...
نزدیکه بهم و خیلی وقتا میرم تو کوچه شون
ارزوم اینه یه روز همون خونه رو بخرم همون مدل که بود درستش کنم