اونا توقع زنگ دارن انگار هر چی میشه میگه زنک بزن مامانم و خواهرم
ولی وقتی من تو موقعیتی بودم که حالم خوب نبود اینا هیچکدوم زنک نزدن امروز باز مامانش رفته مسافرت زیارتی میگه زنگ میزنی مامانم گفتم نه چرا اون موقع که من نیاز داشتم ناراحت بودم هر شب گریه میکردم زنک نزد مامانت فلان همش داد میزنم وقتی میگه زنگ بزن چون درک نمیکنه مامانش که توقع داره خودش هم اجرا کنه
بخدا همش سر زنگ بحث داریم
بهش گفتم هر وقت صلاح بدونم میزنم نه نمیزنم انقد نگو باز تو گوشش نمیره تروخدا بگید چیکارش کنم