2789
عنوان

یجوریییی گم میشم که آرزوت بشه دیدنم

| مشاهده متن کامل بحث + 143 بازدید | 34 پست
از خدامهعین دیوونه ها شدم ترکیب دلتنگی و گریه و بی خوابی و تنفر و حس انتقام و...

درکت میکنم چون خودمم از دو تا شوهر خیانت های متعددی دیدم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

از خدامهعین دیوونه ها شدم ترکیب دلتنگی و گریه و بی خوابی و تنفر و حس انتقام و...

واییییی نه این دلتنگی و گربه بده

خیلی حواست باشه دختر

نزار قبانی یک جایی میگه «چه فایده ای دارد نگران من باشی ولی از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جای خالی ام را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده ای دارد در میان دارایی های تو باشم اما مهمترین آنها نباشم؟» به غم کسی اسيرم که ز من خبر ندارد 🤍

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



درکت میکنم چون خودمم از دو تا شوهر خیانت های متعددی دیدم

هعی

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

واییییی نه این دلتنگی و گربه بده خیلی حواست باشه دختر

نه بابا تموم دیگه😅

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

نه بابا تموم دیگه😅

خوبه دختر قوی😉


نزار قبانی یک جایی میگه «چه فایده ای دارد نگران من باشی ولی از من دفاع نکنی؟ خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟ جای خالی ام را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟ چه فایده ای دارد در میان دارایی های تو باشم اما مهمترین آنها نباشم؟» به غم کسی اسيرم که ز من خبر ندارد 🤍

خوبه دختر قوی😉

💚

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

نه بابا تموم دیگه😅

آفرین ...درست مث من نزدیک دو هفته ک برگشتم با تمام جهازم خونه مادرم و حتی یک لحظه هم دلم براش تنگ نشده و پشیمون نشدم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

یادگاری نوشتم اینجا😂

عالییی

میدونستید مغول ها وقتی غذا نمیخورن مامانشون بهشون میگه بغول😂 من زندگی بزرگسالی نمی‌خوام منو ببرید استخر توپ😩همیشه گشنمه حتی وقتی دارم غذا میخورم😋 همونیم که میگم حالم خوبه اما دیگه پوست لبی برام نموندههههه🙂مشکلی با صبر ندارم فقط نمی‌دونم چقد دیگه باید صبکنم🤔زندگیم هر روز داره “تازه کجاشو دیدی، این که چیزی نیست” تر میشه🤩کاش تو زندگی بعدیم یه ابر باشم ،هروقت ناراحت شدم گریه میکنم تموم شم😭

آفرین ...درست مث من نزدیک دو هفته ک برگشتم با تمام جهازم خونه مادرم و حتی یک لحظه هم دلم براش تنگ نش ...

برن گم شن

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

برن گم شن

دقیقا 💩 تو دهن همشون با شوهر من

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

دقیقا 💩 تو دهن همشون با شوهر من

حالا شوهر اشکال نداره اینجور نگو😅

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

حالا شوهر اشکال نداره اینجور نگو😅

اتفاقا همین شوهر این بلا رو سر من آورده که دوباره برگردم خونه ننم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

اتفاقا همین شوهر این بلا رو سر من آورده که دوباره برگردم خونه ننم

اگر خیانت نبوده ببخش

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

اگر خیانت نبوده ببخش

همون اول که اومدم گفتم خیانت میکنه عین قند و نبات و مچ شو که میگیرم دروغ بهم میگه خوشگل تر از راست

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

همون اول که اومدم گفتم خیانت میکنه عین قند و نبات و مچ شو که میگیرم دروغ بهم میگه خوشگل تر از راست

اخیییی ببخشید فکر کردم اینو یکی دیگه گفته

خیانت خیلی دردناکه برای زن

میخوای جدا بشی؟

من فمنیست نیستم چون من معتقدم قطعا ارزش زنها بسیار بالاتر از مردها هست!(قسمت آبی رنگ رو بخون یکی از دلایلش رو نوشتم)توی تاپیک های من فضولی نکن چون همه چیز رو واضح نمیگم که شناسایی نشم پس حرفای ضدونقیض توی تاپیک هام زیاده فقط میخوام برای مشکلم راه حل پیدا کنم وگرنه قصدم این نیست بشینم داستان زندگیم رو تعریف کنم اینجا گوگل هست دیگه ممکنه شناسایی بشیم!با تعلیق شدن تاپیک ها حذف نمیشه وگرنه با خیال راحت صحبت میکردم بعدش تعلیق میشدم مشکلی نبود الان دیگه از یه تاپیک حتی اگر تعلیق بشی اگر شناسایی بشی میرن تمام زندگیت رو میخونن،یه زمانی زنها به قدری قدرتمند بودند از نظر ذهنی و استفاده و کشف داروهای گیاهی که اونهارو شمن(جادوگر)اسم میذاشتن و به آتش میکشیدن و تمام زن های قدرتمند رو نابود کردن چون میترسیدن و به جای اون مردهای ابله که فقط توان جسمی بالایی دارن رو از زنها باارزش تر دونستن و سالیان سال به زنها اجازه ی آزادی نمیدادن و به واسطه ی حرف های چرت این کار رو توجیه میکردن،یه دختر مهربونم تاجاییکه ازت زرنگی نبینم!من میدونم یک روز بهترین مادر دنیا میشم برای دخترم که حق هرگونه آزادی رو برای دنبال کردن رویاهاش بدون قضاوت میدم و همیشه پشتش عین یه کوه میمونم دختر من نمیتونه یه زن آروم و توسری خور بشه اون باید بره پی ارزوهاش هرچند سخت و غیرممکن باشه از نظر بقیه اما من تشویقش میکنم(میدونم قراره سخت ترین امتحان زندگیم رو از دخترام بگیرم چون قراره سرسخت بزرگ بشن)هرگز دلم فرزند پسر نمیخواد چون میدونم بزرگ کردن پسر کار هرکسی نیست و من هیچ علاقه ای به نرها ندارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

این دوره

kokab22 | 28 ثانیه پیش

ناشناس💕🦋

verdigris | 56 ثانیه پیش
2791
2779
2792