دوتا زنداداش دارم که ذره ای شعور ندارن هرکدوم سه تا بچه دارن همش میان خونه ما تایم طولانی میمونن شام و ناهار میمونن و فقط برای خواب شب میرن خونه خودشون گاهی حتی خونه ما میخوابن
شیش تا بچه میوفتن به هم خونمون رو طویله میکنن
از طرفیم خواهرمم داره طلاق میگیره اونم با دوتا بچه همش خونه ما هستش جمعیتمون خیلی زیاده
منم تازه عقد کردم با این گرونی اگه بخواهیم یه غذای خیلی خوب درست کنیم برای شوهرم یا میوه و خوراکی های دیگه براش بگیریم کلی ادم خونمون هستش که نمیشه همیشه برای این همه ادم اینقد هزینه کنیم
شوهرمم الان ده روز بیشتر نیست عقد کردیم بنده خدا خسته شده دلش نمیخواد هیچوقت بیاد خونه ما
دارم دیوونه مبشم ارامش نداریم
مامانمم صبح ها کار میکنه ظهر تا میرسه باید برای این همه ادم غذا درست کنه
یا عصرا بچه داری کنه زنداداشام میرن بیرون دنبال گردش و تفریح خودشون شبم میان شامشونو میخورن اخرشب میرن
اسیر شدیم