که ازدواج اینقدر سخت باشه!
الان تقریبا دو هفته میشه که ازدواج کردم انگار افسرده شدم همش دلتنگ خانوادمم،کارهای خونه برام سخته همزمان درس خوندن کار کردن و شوهر داری برام سخته محدودیت هایی که شوهرم برام میذاره برام سخته کل دیشب تو بغل شوهرم گریه کردم 😔
این مدت همش گریه میکنم یه جوری ام انگار حس میکنم دیگه همه چی تموم شده
الان اینجوری ام فردا بچه دار بشم چیکار کنم؟این حالت هام عادیه؟شما هم اینجوری بودید اوایل ازدواج؟